برگردان به زبان ساده
نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست
چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست
هوش مصنوعی: نه من خوابم میآید و نه چشمانم به خواب رفتهاند، دل من نیز در دست چشمانت نیست. هم چشمم و هم دلم، هر دو تحت تأثیر چهره تو هستند و از آن حالت گیجی و شیدایی رنج میبرند.
پرده بدرید، کس این راز نخواهد پوشید
غنچه بشکفت، سرش باز نخواهد پیوست
هوش مصنوعی: پرده کنار رفت و هیچکس این راز را پنهان نخواهد کرد. وقتی غنچه شکفت، دیگر سرش به هم نخواهد آمد و نمیتواند به حالت قبل بازگردد.
ای که از سحر دو چشم تو، پری بسته شود
آدمی نیست که چشم از تو تواند بربست
هوش مصنوعی: ای کسی که نگاه خیرهکنندهات مثل جادو آدمها را به خود مشغول میکند، هیچ کس نمیتواند از تماشای چشمان تو دست بکشد.
تا به گلزار جهان سرو بلندت برخاست
هر نهالی که نشاندند به بستان بنشست
هوش مصنوعی: زمانی که تو در این دنیا به بلندی و زیبایی رسیدی، هر جوانهای که در این باغ کاشته شده، همانجا باقی ماند.
بهر خونریز مرا دست چه مالی چندین؟
خون من به که بریزی و بمالی بر دست
هوش مصنوعی: چرا دستت را به خون من آلوده میکنی؟ آیا خون من ارزش این همه زحمت و خطر را دارد که تو بخواهی بر دستت بمالی؟
هر که جان در ره جانان ندهد مرده بود
مرده هم گر بدهد، در تن او جانی هست
هوش مصنوعی: هر کس که جان خود را در راه محبوب ندهد، مرده است و حتی اگر در تن او جان دیگری باشد، فایدهای ندارد.
چشم خسرو نتوان بست که در خواب مبین
منع هندو نتوان کرد که صورت مپرست
هوش مصنوعی: چشم خسرو را نمیتوان بست، زیرا او در خواب نیز میتواند زیبایی را ببیند. همچنین نمیتوان به هندو گفت که به زیبایی معشوقش ننگرد، زیرا او عاشق صورت و زیبایی است.