برگردان به زبان ساده
هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است
برود گر به سر ماه همان رشته بس است
هوش مصنوعی: هر کسی که به زلف یک معشوق دسترسی دارد، کافی است که به همان زیبایی و جذابیت ماه توجه کند و از آن لذت ببرد.
هیچ کس نیست که او را به جهان دردی نیست
وانکه دردیش نباشد به جهان هیچ کس است
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا نیست که از درد و رنج بیبهره باشد و تنها کسی که از درد و رنج در امان است، خود به هیچکس در این دنیا تعلق ندارد.
پخته شد در هوس دوست دلم بریانم
بجز این هر چه که پخت این دل بریان هوس است
هوش مصنوعی: دل من از شوق دوست به شدت در حال سوختن و تپش است و هر چیزی که این دل را از آن سوختگی نجات دهد، فقط هوس و خواستههایم است.
گلرخا، روی تو آن را که در آمد در چشم
هر که را گل به دو چشم آیدش او هم چو خس است
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلربا تو باعث میشود که هر کسی به تو نگاه کند، به مانند گلی در چشمانش جلوهگر میشوی و در مقابل، کسانی که زیبایی تو را نمیبینند، چیزی جز علفی ساده نیستند.
عاشقان راست شب واپسی از روز حیات
زلف کز روی چو روزت قدری باز پس است
هوش مصنوعی: عاشقان زمانی را که شب به صبح تبدیل میشود، با روزی که از عمرشان میگذرد، مقایسه میکنند. زلف معشوق که به زیبایی روز میماند، به آنان یادآوری میکند که زیبایی و شکوهی که در هر روز وجود دارد، محبوب و دلبرشان نیز از آن بهرهمند است.
زلف تو در دلم آمد، نفسم بسته بماند
زار می گریم و چندین گر هم در نفس است
هوش مصنوعی: زلف تو در دل من جا گرفته است، به طوری که نفسام در دل گیر مانده و به شدت در حال گریهام، حتی اگر نفسهایم هم محدود باشند.
از لب خود شکری ده که ز حسرت خسرو
دست مالان و رخ آلوده به خون چون مگس است
هوش مصنوعی: از لب خود شیرینی بزن که حسرت کسانی چون خسرو به جای مانده، و چهرههایی که به خون آغشتهاند مثل مگس است.