برگردان به زبان ساده
ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت
حال چندین دل آسوده ز سامان بگذشت
هوش مصنوعی: دیگری که ترک من بود، با ناز و الهام به طرز دلربایی عبور کرد. حالا دلهای بسیار آرام و بیخبر از حال و روز گذشتهاند.
خلق دریافت به بویش که همو می گذرد
کرد غمازی خود، گر چه که پنهان بگذشت
هوش مصنوعی: مردم بوی او را حس کردند و فهمیدند که او نزدیک میشود، حتی اگر او بدون دیدن یا نشان دادن خود به آرامی عبور کند.
دیدم آن روی چو خورشید و زدم عطر که تا
نرود او و شنید و خوش و خندان بگذشت
هوش مصنوعی: دیدم آن چهره زیبا را که مانند خورشید میدرخشید و عطر زدم تا بوی عطر او را جذب کند و او از کنارم گذشت در حالی که خوشحال و خندان بود.
شب ز خونابه دل خاک درش می شستم
کامد اندر دل من ناگه و گریان بگذشت
هوش مصنوعی: در شب، خاک را با اشک دل خود شستشو میکردم. ناگهان، احساساتی در دل من به وجود آمد و در حال گریه کردن، از کنارم گذشت.
دی همی گفت که جامه هدر از دیدن من
گریه افتاد به دامان و گریبان بگذشت
هوش مصنوعی: دی میگفت که وقتی جامه از من دیدن کرد، به خاطر این دیدار اشکش به دامن و گریبانش افتاد.
زیستن خواستمی از پی رویش زین پیش
دیر زی تو که کنون کار من آسان بگذشت
هوش مصنوعی: من خواستم زندگی کنم تا به خاطر تو، اما قبل از این، زمان زیادی را صرف این کرده بودم که حالا به راحتی میتوانم از آن بگذرم.
چند گویی که کنون با تو سخن خواهم گفت
چه کنی مرهم ریشی که ز درمان بگذشت
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی بگویی که الان با تو صحبت میکنم؟ چه فایدهای دارد وقتی که زخم دل به قدری عمیق است که دیگر نمیتوان آن را التیام بخشید؟
خسرو از گفته پشیمانست که حال دل گفت
که غمی در دلش آمد که پشیمان بگذشت
هوش مصنوعی: خسرو از حرفی که زده پشیمان شده است؛ زیرا دلش به او میگوید که غمی در درونش وجود دارد و او از آن غم در حالتی پشیمانی عبور کرده است.