برگردان به زبان ساده
رفتی از پیش من و نقش تو از پیش نرفت
کیست کو دید به رخسار تو وز خویش نرفت
هوش مصنوعی: تو از کنار من رفتی، اما یاد و تصویر تو از ذهن و دل من نرفته است. چه کسی است که چهره تو را ببیند و خاطره وجودت از او دور شود؟
تا ترا دیدم، کم رفت خیالت ز دلم
کم چه باشد که خود خاطر من خویش نرفت
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را دیدم، خیال تو از قلبم کم نشده است. چه چیزی میتواند باشد وقتی که خودم هم از یاد تو دور نمیشوم؟
هیچ گاهی به سوی بند نیایی، آری
هیچ کاری به مراد دل درویش نرفت
هوش مصنوعی: هیچ وقت نخواهی توانست به آنچه که برای درویش مطلوب است برسی، درست مانند اینکه هیچ گاه به بند نمیرسی.
شب کنی وعده و فردات ز خاطر برود
از تو این ناز و فراموشی و فرویش نرفت
هوش مصنوعی: اگر در شب وعدهای به کسی بدهی و روز بعد آن وعده را فراموش کنی، این نشاندهنده ناز و بیتوجهی توست که از یادها میرود و در واقع این حال و هوا در تو باقی نمیماند.
بی سبب نیست گذرهای خیالت بر من
بی سبب گرگ مکابر به سوی میش نرفت
هوش مصنوعی: بیدلیل نیست که خیال تو مدام به سراغ من میآید، درست مانند اینکه گرگ در میانه شب بیدلیل به دنبال میش نمیرود.
تیر مژگان ترا جستن دلها کیش است
عالمی کشته شد و تیر تو از کیش نرفت
هوش مصنوعی: نگاه و مژگان تو برای دلها مانند تیر است، به طوری که جهانیان با دلباختگی به سمت آن تیر جذب میشوند و این جذابیت هرگز از بین نرفته است.
من رسوا شده را خودکش و مفگن به رقیب
که بدین روز کسی پیش بداندیش نرفت
هوش مصنوعی: من که در این دنیا رسوا شدهام، خودکشی و تسلیم را بر رقیب نمیپسندم، زیرا هیچکس به پای فکرهای منفی و بداندیشان نرفته است.
دل به مرهم چه گذاریم که بر یاد لبت
هیچ وقتی دل ما را نمک از ریش نرفت
هوش مصنوعی: دل ما را چه فایدهای از مرهم و درمان است، وقتی که هرگز یاد لبهای تو نتوانسته است درد ما را التیام بخشد.
خسروا، تن زن و بنشین پس کار خود، از آنک
جگرت خون شد و کار دلت از پیش نرفت
هوش مصنوعی: ای خسروا، تو باید آرامش خود را حفظ کنی و به کارهایت ادامه دهی، چون دل تو از درد و رنج پر است و وضعیت درونیت تغییر نکرده است.