برگردان به زبان ساده
می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری
هوش مصنوعی: گل در چمن میروید و به لطف نسیم صبحگاهی خوشبو، چه شادیآور است اگر تو در کنار من باشی و قدری باده بنوشی.
گر ز خرابی منت نیست خبر رنجه مشو
مستی حسن ترا شاید اگر بی خبری
هوش مصنوعی: اگر از خرابی و ویرانی خبر ندارم، ناراحت نباش. شاید مستی زیبایی تو را به یاد بیاورد، اگر دانایی نداشته باشی.
آهن و سنگ آب شود ز آه دل غم خور من
نرم نگردد دل تو وه چه عجب جانوری
هوش مصنوعی: آهن و سنگ با اشک و اندوه من نرم میشوند، اما دل تو هرگز تغییر نخواهد کرد. واقعا جای تعجب است که چنین حسی در تو وجود ندارد.
هر کسی از پیرهنت رشک برد در برتو
من ز زمینی که تو آن زیر قدم می سپری
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و جذابیت تو نگاه کند، حسادت میورزد. اما من از جایی که تو پا میگذاری، نسبت به این حسادت بیتفاوت هستم.
من به رهت خاک شدم بو که ته پا کنیم
سوی دگر پرشکنی کرده تو خوش می گذری
هوش مصنوعی: من برای تو آنقدر پایین آمدهام که مثل خاک در راهت هستم، اما تو با خوشی به راهت ادامه میدهی و به فکر من نیستی.
تا ستدی دل ز تنم ماند تنم خسته ز غم
باز دهد خسرو اگر جان ز تنش تو ببری
هوش مصنوعی: وقتی که دل مرا از من گرفتی، بدنم از غم خسته و رنجور مانده است. اگر خسرو، جانش را از تنش بگیری، باز هم برای من غمی نخواهد بود.