برگردان به زبان ساده
دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت
باز تا شب بر من بیچاره چون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: امروز او را دیدم و حالا شب را در دل میگذرانم. دوباره تا شب باید انتظار بکشم و نمیدانم این زمان برای من بیچاره چگونه خواهد گذشت.
گفتیم جان در میان کن، زو ببر دل، چون برم
کو میان جان شبی صد ره فزون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: گفتیم که دل را از عشق او دور کن و جان را در میان بگذار، چون بروم در جایی که میان جان و عشق است، شبها بارها و بارها بیشتر از آنچه فکر میکنم خواهد گذشت.
امشب، ای جان کهن، بیرون گذر بیگانه وار
کاشنای دیگرم در دل درون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: امشب، ای عشق قدیمی، مانند یک غریبه در دل من، کسی دیگر خواهد گذشت.
آن عقوبت ها که در روز قیامت گفته اند
اندرین شبهای غم بر من کنون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: کیفرهایی که در روز قیامت از آنها صحبت شده، حالا در این شبهای پر از غم بر من خواهند گذشت.
جام خود باری به یک جرعه نگون کن بر سرم
کاش روزی چون همه عمرم نگون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: جام خود را با یک جرعه پر کن، زیرا به سرم میریزد. ای کاش روزی مانند همه عمرم به سرانجام ناگوار خواهد گذشت.
جور می کن تا به صد جان می کشم کز آسمان
هر چه آید بر سر خاک زبون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: تنها به خاطر ظلم و ستمی که بر من میرود، با تمام وجود تحمل میکنم، زیرا هر چیزی که از بالا بر سر این زمین بیفتد، در نهایت به زبالهای بیارزش تبدیل خواهد شد.
راز خون آلود خود، ای دل، مده دامن برون
کاین ورق خام است و حرف از وی برون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: ای دل، رازهای تلخ و دردناک خود را فاش نکن و دامن خود را آلوده نکن؛ زیرا این مسأله هنوز ناتمام است و هر لحظه ممکن است که داستان تغییر کند.
دیده دل را در بلا افگند و خواهی دید فاش
در میان دیده و دل موج خون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: چشم دل را در سختیها قرار دادند و اگر بخواهی، به وضوح خواهی دید که در میان چشم و دل، جوی از خون جریان خواهد داشت.
خسروا، گر عاشقی می سوزد و لب مگشا، ازانک
دود این روزن ز چرخ آبگون خواهد گذشت
هوش مصنوعی: آنگاه که عاشق دلی میسوزد و لب به سخن نمیآورد، باید بداند که زبانههای این عشق، مانند دودی از روزنهای عبور خواهد کرد و آن روزگار را تحت تاثیر قرار خواهد داد.