برگردان به زبان ساده
ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟
جان زلف یار دارد، از شانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: ای دل، به هر کجا میخواهی بروی، چه داستانهایی برایت کافی است؟ جان من به زلف محبوب گره خورده، پس به چه مقدار از زیباییهای او نیاز داری؟
در عهد او چه جویی دلهای خسته، ای جان؟
در ملک میر ظالم ویرانه چند خواهی
هوش مصنوعی: در زمان او، ای جان، چه چیزی را از دلهای خستهات میخواهی؟ در سرزمین حاکم ستمگر، چه ویرانی را جستجو میکنی؟
ای مرغ آن گلستان، کت جان ماست دانه
گر نامه زان بت آری، زین دانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: ای پرندهٔ آن باغ، گندمِ جان ماست. اگر نامهای از آن معشوق بیاوری، از این دانه چه مقدار میخواهی؟
گفتی ز کیست طعنه از دست عشق بر تو؟
ای آشنای جانها، بیگانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: گفتی که طعنه عشق از دست کیست بر تو؟ ای دوست جانها، تا کی میخواهی به بیگانگان فکر کنی؟
تا چند عاشقان را دیوانه خواهی از غم
تو زلف را بجنبان، دیوانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: چی مدت میخواهی عاشقان را به دیوانگی بکشانید؟ با جنباندن زلف خود، چند نفر را میخواهی دیوانه کنی؟
گفتی فسانه ای گو، از سرگذشت هجران
باید که تو نخسپی، افسانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که داستانی بگو، اما از قصه جدایی و دوری باید بگویی. بنابراین اگر تو خودت هم از این جدایی نرنجی، چه تعداد داستان میخواهی بگویی؟
تو دیر زی، اگر من جان در سر تو گردم
جایی که شمع باشد، پروانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: اگر تو دیر به زندگی ادامه دهی و من تمام وجودم را برای تو فدای کنم، در جایی که نور و روشنی هست، پروانهها چه تعداد خواهند بود؟
پرسی که چند باشد دلها به گرد کویم
در سومنات گبران بتخانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: از من میپرسی که چند نفر با دلهای خود به دور معبد سومنات در حال گردش هستند و چه تعداد از پیروان زرتشتی در آنجا حضور خواهند داشت؟
زینسان که هم به بویی مست و خراب گشتی
خسرو، هنوز آخر پیمانه چند خواهی؟
هوش مصنوعی: اگر تو اینگونه با عطر و بویی سرمست و ویران شدی، ای خسرو، دیگر چندین بار باید جام را پر کنی و بنوشی؟