برگردان به زبان ساده
هندوی زلف را چو تو یغما چنین دهی
در روم و ری منادی تاراج دین دهی
هوش مصنوعی: وقتی تو با زلف هندیات به این زیبایی دل میبرسی، در شهرهای روم و ری صدای خراب کردن دین را بلند میکنی.
پیش لب تو گر چه گداییست کار من
ملک جهان مراست، گر انگشترین دهی
هوش مصنوعی: هرچند که در برابر لبهای تو فقط گدایی میکنم، اما برای من جهان با تمام ویژگیهایش به اندازه یک انگشت اشاره ارزش دارد. اگر فقط یک انگشتری به من بدهی، برایم کافی است.
چون من روم، به تربت من بوسه ای زنی
حلوای روح من چو دهی، این چنین دهی
هوش مصنوعی: زمانی که من به دیار خاکی خود بروم، تو بر مزار من بوسهای بزن. اگر بخواهی برای روح من چیزی بدهی، باید اینگونه باشد.
آنجا که گشت تست، بگو تا شویم خاک
باری چنین چو کشته خود را زمین دهی
هوش مصنوعی: هر کجا که نشانهای از تو باشد، بگو تا ما نیز به نشانهات قربانی و فدای تو شویم، همانطور که کشتهای در زمین میگذاری.
جان بردن نهفته، میاموز غمزه را
جلاد را چه استره در آستین دهی؟
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم این است که اگر نیت خوب و پاکی داری، لازم نیست خود را در معرض آسیب قرار دهی. بنابراین میگوید که به راههای خطرناک یا افراد بیاهمیت که ممکن است تو را دچار مشکل کنند، احتیاط کن و از نشان دادن نیت خود به آنها پرهیز کن.
تلخی عشق بی مزه گردد ز نوش وصل
ناخوش میی که چاشنیش انگبین دهی
هوش مصنوعی: عشق در نهایت تلخ و بیمزه میشود، اگر وصالی که تجربه میکنیم خوشایند نباشد، مثل شرابی که اگر شیرین باشد، میتواند لذتبخش باشد، اما اگر تلخ و نامطبوع باشد، هیچ چاشنی خوبی هم نمیتواند آن را خوشمزه کند.
من کیستم که خنده زنی تو به روی من؟
خسرو خس و بهاش تو در ثمین دهی
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که تو بخندی و رویت را به من نشان دهی؟ تو مانند خسرو و به مانند بهار، در دل من شادی و زیبایی میآوری.