برگردان به زبان ساده
ای یار پرنمک، جگرم ریش میکنی
قصد هلاک سوخته خویش میکنی
هوش مصنوعی: ای دوست شیرین و دوستداشتنی، تو با رفتارهایت قلب مرا جریحهدار میکنی و در واقع به سمت نابودی من هدایت میکنی.
از دیده شرم دار، گرت بیم آه نیست
بیموجبی چرا دل من ریش میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر از گوشه چشمت شرم میکنی، چرا بدون دلیل دل مرا آزرده میکنی؟ مگر از آه و ناله من نمیترسی؟
آخر کجا روا بود، ای ناخدای ترس
این سلطنت که با من درویش میکنی
هوش مصنوعی: ای ناخدای ترس، کجا را میتوانی به عنوان سلطنت بپذیری که با من، یک درویش و بینوا، مانند یک همقطار رفتار میکنی؟
ای آنکه پند میدهیم از برای عشق
چندین مدم که آتش من بیش میکنی
هوش مصنوعی: ای تو که به دیگران نصیحت میکنی در مورد عشق، کمتر از این بگو که آتش عشق من بیشتر شعلهور میشود.
جانا، ز طعنه کشته شدم، کاین دل مرا
آماج تیر دشمن بدکیش میکنی
هوش مصنوعی: عزیزم، من از حرفهای تند و گزنده نابود شدم، چرا که تو با دل من مثل هدفی برای تیرهای دشمن رفتار میکنی.
چشمت به خواب میرود، آن مست را بگوی
آخر چه کردهایم که در پیش میکنی
هوش مصنوعی: چشمانت به خواب میرود، به آن معشوق بگو ما چه خطایی کردهایم که اینگونه از ما دور میشوی.
جوری که میکنی تو، مرا آن نمیکشد
این میکشد که پیش بداندیش میکنی
هوش مصنوعی: رفتار تو باعث میشود که من آسیب ببینم، زیرا تو در حضور افرادی که ذهنیت منفی دارند به من بد میگویی.
گر بوسه خواهم از مژه، گویی جواب تلخ
بوسه مده، چرا سخن از نیش میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهم از چشمان تو بوسهای بگیرم، چرا باید با کلامی تلخ مرا پاسخ دهی؟ چرا دربارهی زجر و درد صحبت میکنی؟
خسرو به آرزو چو خیالت به جان خرید
در کار او هنوز چه فرویش میکنی؟
هوش مصنوعی: خسرو وقتی به آرزوی خود رسید، مانند اینکه خیالی به جانش پیوسته است. حالا در مورد او هنوز چه فکر میکنی یا چه نظری داری؟