برگردان به زبان ساده
هلال عید نمود، ای مه دو هفته، کجایی؟
که دوستان را روی چو عید خود بنمایی
هوش مصنوعی: هلال عید دیده میشود، ای ماه زیبا که در دو هفته گذشته کجا بودی؟ که ما میخواهیم چهره دوستان را چون عید زیبا ببینیم.
برون خرام کله کج نهاده تا به نظاره
ز پرده ها به در افتند لعبتان ختایی
هوش مصنوعی: با سر کج و به آرامی برو، تا دلبندانت از پشت پردهها به تماشا بیایند.
اگر تو باد به سر می کنی، رسد که به خوبی
چو غنچه لعل کلاه و چو سبزه سبزقبایی
هوش مصنوعی: اگر تو با شور و شوق به حرکت ادامه دهی، به سرانجامی نیکو خواهی رسید مانند غنچهای سرخ و زیبا و همچون علفی خوشرنگ و سرسبز.
نماز عید به محراب ابروی تو کنم من
نه من که جمله جهان، چون به عیدگاه درآیی
هوش مصنوعی: در روز عید، هنگامی که تو به جمع حاضر میشوی، من در برابر زیبایی و جذابیت چهرهات همانند نماز گزارانی هستم که به محراب میخواهند نماز گزارند. نه فقط من، بلکه همهٔ مردم در این حس مشترک با من هستند.
چرا روایی اشکم به پیش روی تو نبود؟
گلاب را بود آخر به روز عید روایی
هوش مصنوعی: چرا اشک من در جلوی تو برداشت نشد؟ در روز عید، گلاب هم میتواند زیبا و دلپذیر باشد.
هر آنچه در دل من بود، ریختند به صحرا
دو چشم من که به خونم همی دهند گوایی
هوش مصنوعی: همه احساسات و رازهای درونم را، این دو چشم مثل نهر به بیرون میریزند و گواهی میدهند بر درد و رنجی که در وجودم هست.
بخوان به نزد خودم تا چو بخت سوی تو آیم
کجاست دولت آنم که تو به سوی من آیی
هوش مصنوعی: به من خبر بده تا وقتی که شانس به سمت تو بیاید، من هم به سوی تو بیایم. ای کاش خوشبختی من در این باشد که تو به سوی من بیایی.
به جور می کشم، این جرم خسروست، نه از تو
که تو چو لطف ملک جان فزای عمر فزایی
هوش مصنوعی: من این بار را به دوش میکشم، این گناه بر دوش خسروست، نه بر تو، زیرا تو همچون لطفی هستی که به جان و زندگی انسان میافزاید.