برگردان به زبان ساده
به باغ سایه ابرست و آب در سایه
ازین سبب من و جانان و خواب در سایه
هوش مصنوعی: در باغی که سایه ابرها بر آن افتاده و آبها نیز تحت تأثیر این سایه هستند، من و محبوبم در آرامش و خواب به سر میبریم.
به سایه خفته بدم دی که یارم آمد و گفت
چه خفته ای که رسید آفتاب در سایه
هوش مصنوعی: در دل سایه نشسته بودم که یارم آمد و گفت: چه مدت در خواب هستی؟ حالا که آفتاب در سایه به سراغت آمده است.
فروغ روی تو تیزست، زلف بر لب نوش
ز آفتاب نهد آن شراب در سایه
هوش مصنوعی: نور چهره تو روشن و تند است، و زلفهایت بر لب شراب مانند است که از نور خورشید برمیخیزد و در سایه قرار میگیرد.
مه منی و دل از روی تو به خط زان رفت
که سوخته رود از ماهتاب در سایه
هوش مصنوعی: تو چهرهای زیبا و دلربا هستی و این دل من به خاطر دیدن تو دچار حیرت و سوختگی شده است، انگار که نوری از ماه در سایهات گم شده است.
کنون چو باد بیاید پیش از صبح
به گلشنی که درو باشد آب در سایه
هوش مصنوعی: هم اکنون که باد پیش از صبح میوزد، در باغی که در آن آب در سایه است.
به بانگ چنگ مگر ساقیم کند بیدار
چو خفته باشم مست و خراب در سایه
هوش مصنوعی: شاید صدای چنگ باعث شود که ساقی مرا بیدار کند، حتی اگر من در حالت خواب و مستی در سایه نشسته باشم.
به بوستان منم امروز مجلسی و گلی
روانه کرده میی چون گلاب در سایه
هوش مصنوعی: امروز در باغ من جشنی برپا شده است و گلی را به عنوان هدیه فرستادهاند، گلی که مانند گلاب خوشبو است و در سایهای آرامشبخش قرار دارد.
در آفتاب همین ساقی است از رخ خویش
دگر صراحی و نقل و شراب در سایه
هوش مصنوعی: در زیر نور آفتاب، همین ساقی به زیبایی چهرهاش، نوشیدنیها و می را به دست دارد و در سایه، جایی دیگر، میتوان به تماشای او نشست.
هوای گرم و تو نازک، برون مرو، جانا
بنوش با من میهای ناب در سایه
هوش مصنوعی: هوا گرم است و تو حساس هستی. از خانه نرو، عزیزم، بیا با من شراب خالص بنوشیم در سایه.