برگردان به زبان ساده
ای رخت شمع حسن برکرده
شب عشاق را سحر کرده
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند شمعی است که شبهای عاشقان را روشن کرده و صبح را به ارمغان آورده است.
مه به زلف تو گم شده، خود را
می بجوید چراغ بر کرده
هوش مصنوعی: ماه در زلف تو گم شده و خود را جستجو میکند، چراغی که افروخته شده است.
لب تو بر شکر نهاده خراج
چشم تو اندکی نظر کرده
هوش مصنوعی: لب تو مانند شکر شیرین است و بهای چشم تو فقط کمی توجه کرده است.
تن من نی شد و خیال لبت
بند بندم چو نیشکر کرده
هوش مصنوعی: بدن من آرام نمیگیرد و فکر لبهای تو مرا به شدت مشغول کرده است، همچون نیشکری که برشده و شیرین شده است.
عکس دندان تو به طرف دهن
قطره اشک را سحر کرده
هوش مصنوعی: عکس دندان تو باعث شده که اشکها جادو شوند و به سمت دهان بیایند.
پختگی دلم که پر خون است
دمبدم از غم تو سر کرده
هوش مصنوعی: دل من که از عشق و غم تو پر از درد و خون است، همیشه در حال پخته شدن و تغییر است.
بی خبر کرد ناله گوش مرا
لیک گوش ترا خبر کرده
هوش مصنوعی: نالهای که من کردم، بیخبر از حال تو بود، اما تو که گوش به این نالهها دادی، حال من را بهتر از خودم میدانی.
بینمت یک شبی به خانه خویش
چو مهی سر به عقده در کرده
هوش مصنوعی: یک شب تو را در خانهات میبینم، مانند ماهی که در تنگی به دام افتاده است.
تو چو آب حیات بر سر من
من به پای تو دیده تر کرده
هوش مصنوعی: تو مانند آب حیات بر روی من هستی، و من به خاطر تو چشمانم را پر از اشک کردهام.
خسرو اندر میانت پیچیده
موی را خم ز مو کمر کرده
هوش مصنوعی: خسرو در میان تو قرار گرفته و موهای خود را به دور تو پیچیده است، به طوری که خمیدگی موها به کمر تو رسیده است.