برگردان به زبان ساده
ای در دل من چو جان نشسته
در سینه درون نهان نشسته
هوش مصنوعی: ای تو که در دل من مانند جانم نشستهای و در دل پنهان شدهای.
بالات که راست کرده تیری ست
تیری ست به مغز جان نشسته
هوش مصنوعی: در بالای تو چیزی مانند تیر است که به عمق جان نفوذ کرده است.
من رفتن جان چگونه خواهم
تو شوخ چو در میان نشسته
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم بدون تو از اینجا بروم، زمانی که تو با آن همه شوخی و لطافت در کنارم نشستهای؟
جان بر لبم آمد و نرفته
تا نام تو بر زبان نشسته
هوش مصنوعی: جانم به لبم رسیده، اما هنوز نام تو را بر زبان نیاوردهام.
من غرقه و دست و پا زنان، وای
می خند تو بر کران نشسته
هوش مصنوعی: من در عمق مشکلات غرق شدهام و در حال تلاش برای نجات خود هستم، در حالی که تو با خنده و آرامش بر کناری نشستهای.
ای خاک، به زاریم مکن دور
گردی ست بر آستان نشسته
هوش مصنوعی: ای خاک، مرا در زاری و غم خود غرق نکن، زیرا که یک گرد و غبار بر درگاه نشسته است.
عشاق کشی چو بر در تست
خسرو به امید آن نشسته
هوش مصنوعی: عشاقی که به خاطر تو جان میدهند، مانند نخسه به امید رسیدن به عشق تو در درگاهت نشستهاند.