برگردان به زبان ساده
ای در دل من مقیم گشته
دل بی تو اسیر بیم گشته
هوش مصنوعی: ای کاش تو در دل من اقامت داشته باشی، چرا که دل من بدون تو گرفتار ترس و نگرانیاست.
خال تو چو نقطه دو ابروت
یک دایره دو نیم گشته
هوش مصنوعی: خال تو مانند نقطهای است که ابروهایت دور آن را تشکیل داده و به شکل یک دایره به دو نیم تقسیم شدهاند.
پشت صدف از لبت شکسته
در در شکمش یتیم گشته
هوش مصنوعی: صدف به پشت شما آسیب زده و در درون خود یتیمی را به وجود آورده است.
از میم دهان و نون ابروت
چشمم همه نون و میم گشته
هوش مصنوعی: دهان تو مانند شرابی خوشبوست و ابروی تو همچون نانی نرم و خوشمزه است که چشمانم به خاطر این جذابیتها به همه آنها وابسته شده است.
خطت به سواد دیده من
بنشسته و مستقیم گشته
هوش مصنوعی: دست خط تو در دیدگان من جا گرفته و همه چیز را واضح و روشن کرده است.
نو مرده فتاده بنده در عشق
در مذهب غم قدیم گشته
هوش مصنوعی: مردی که به تازگی در عشق دچار مشکل شده، اکنون در دنیای غم به گونهای قدیمی و کهنه به سر میبرد.
من بی زر و آستین تنگت
از دست تو پر ز سیم گشته
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه مال و ثروت زیادی ندارم و وضعیتم چندان خوب نیست، از محبت و مهرت به قدری پر از شادی و خوشبختی شدم که احساس میکنم مملو از نقره هستم.
خسرو به گدایی چنان سیم
پیش در او مقیم گشته
هوش مصنوعی: خسرو به قدری در فقر و گدایی غرق شده که انگار ثروت و زیبایی در برابر او باقی نمانده و او در این حال زندگی میکند.