برگردان به زبان ساده
آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
که نه سر ماند مرا در غم ایشان نه امان
هوش مصنوعی: دل خستهام از این افراد تنگنظر، چنان که دیگر نه میتوانم سر برآورم و نه راحت باشم. غم آنها بر من سایه انداخته است و جای escapeی برای آرامش ندارم.
لب گشایند و نباتی ندهندم، آری
کام خود را نتوان یافتن از خودکامان
هوش مصنوعی: اگر سخن بگویند و چیزی به من ندهند، بله، نمیتوانم از طمعکاران به خواستهام برسم.
گر برم در برشان دست، بدزدند اندام
سیم دزدی عجبی نیست ز سیم اندامان
هوش مصنوعی: اگر دستم را به سمت آنها دراز کنم، بدنم را خواهند دزدید؛ این خیلی عجیب نیست چون بدن آنها از جنس نقره است.
رخ چو آتش بنمایند و جگر پخته کنند
این دل پخته من سوخته شد زین خامان
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش مانند آتش درخشید و با آن دل من که به خاطر این خامها سوخته، دچار رنج و عذاب شد.
خسرو از بهر تو بدنام شد، از وی بگریز
نیکنامی نبود در روش بدنامان
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر تو به بدنامی افتاد؛ از او دوری کن، زیرا در روش بدنامها، نیکنامی وجود ندارد.