برگردان به زبان ساده
خمار و خواب و چشم کافرش بین
شکنج و پیچش زلف ترش بین
هوش مصنوعی: چشمان کسی که به می و مستی عادت کرده است، در حالی که خواب آلود و مدهوش است، در میانهٔ پیچ و تابهای موهای نرم و زیبا به زیبایی خیرهکنندهای به نظر میرسد.
دل پاکان و جان پارسایان
هلاک غمزه های ساحرش بین
هوش مصنوعی: دلهای پاک و جانهای پارسایان در برابر جاذبههای فریبندهی او، بهشدت آسیب میبینند.
چو غوغای مگس در خانه شهد
نفیر مستمندان بر درش بین
هوش مصنوعی: وقتی که در خانه عسل شلوغی مگسها را میبینی، به نفرت و ناله کسانی که در بیرون از آن هستند توجه کن.
به جای آب اگر ساکن ندیدی
درون پیرهن سیمین برش بین
هوش مصنوعی: اگر در جایی به جای آب، ساکن و خاموشی را ندیدی، ببین درون پیراهن نقرهای چه چیزی پنهان است.
بتا جعدت پر از دلهاست خواهی
گره بگشا، به هر مو اندرش بین
هوش مصنوعی: ای بت زیبا، موهای بلندت دلهای زیادی را در خود دارد. اگر بخواهی، میتوانی با گشودن گرهای، زیبایی و رمز و راز آن را در هر رشتهاش مشاهده کنی.
همه شب باده نوشیده ست تا روز
هنوز آن خواب مستی در سرش بین
هوش مصنوعی: او همه شب مشغول نوشیدن شراب بوده و تا هنوز صبح، آن حال و هوای مستی در ذهنش باقی مانده است.
بدیدم یک رهش، دیوانه گشتم
دلم گوید که بار دیگرش بین
هوش مصنوعی: دیدم که او را، بیاختیار دیوانه شدم و دلم از من میخواهد که دوباره او را ببینم.
دلم را سوختی ور باورت نیست
درونم چاک کن، خاکسترش بین
هوش مصنوعی: دل من را سوزاندی، اگر به خستگیام اعتقادی نداری، درون من را شکاف بده تا خاکستر آن را ببینی.
چو گوید خسرو از غم گریه چشم
ز خاک پای شاه کشورش بین
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه از غم حرف میزند، اشکهایش را به زمین میریزد و مردم میبینند که چگونه به پای او احترام میگذارند و از غم او رنج میبرند.