برگردان به زبان ساده
شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
خوش عشرتی ست این که شب دوش کرده ام
هوش مصنوعی: در طول شب تا صبح، با غم و درد عمیق قلبم را پر کردهام، و خوشحالی این است که شب گذشته را با عشق و شادی سپری کردهام.
خون شد حرام شرع، ولی من چو عاشقم
بر من حلال باد که خوش نوش کرده ام
هوش مصنوعی: عشق من به قدری عمیق و شدید است که حتی اگر در دین خون ریختن حرام باشد، برای من این موضوع اهمیت ندارد و به اندازهای از این عشق لذت میبرم که بر من حلال است.
گر سرو و لاله ای بر برم نیست، این بس است
کز خون دیده لاله در آغوش کرده ام
هوش مصنوعی: اگر در باغ من سروی و لالهای نیست، همین برای من کافی است که اشکهایم را بر روی لالهها بریزم و آنها را در آغوش بگیرم.
گفتی «به فرق بر سر کویم طواف کن »
زین لطف پای خویش فراموش کرده ام
هوش مصنوعی: تو گفتی که دور سرم بگردم و از این لطفی که به من کردهای، پای خود را فراموش کردهام.
این سر که نیست یک نفس از درد عشق دور
باری ز محنتی ست که بر دوش کرده ام
هوش مصنوعی: این سر، همواره در درد عشق غرق است و بار سنگینی از رنجهایی که بر دوش دارم به دوش میکشم.
بکشید وه مرا که نخفته ست آن نگار
زان ناله ها که شب من بیهوش کرده ام
هوش مصنوعی: مرا بکشید و بزنید که معشوق من خوابش نمیبرد، به خاطر نالههایی که من در شبها سر میزنم و باعث بیهوشیام شده است.
گویند «کز چه عاشق دیوانه ای گشته ای؟»
گفتار خسرو است که در گوش کرده ام
هوش مصنوعی: میگویند چرا عاشق دیوانهای شدهای؟ او در پاسخ میگوید که این سخن خسرو است که در دل خود نگه داشتهام.