برگردان به زبان ساده
من کشته روی یار خویشم
در مانده روزگار خویشم
هوش مصنوعی: من برای عشق و زیبایی محبوبم به شدت تحت تاثیر هستم و در این حال، در گذران عمرم به شدت در رنج و درگیر مشکلات هستم.
زین غم که به کس نمی توان گفت
شبهاست که غمگسار خویشم
هوش مصنوعی: از آن غم که هیچکس نمیتواند از آن بگوید، شبها تنها شنوندهی غمهایم هستم.
در خون خود ار نباشمت یار
پس یار تویی که یار خویشم
هوش مصنوعی: اگر من در شرایط سخت و تلخی به یاری تو نیایم، پس تو کسی هستی که در سختیها و در حوادث برای من یار و همراهی.
ساقی، بده آن قدح مرا، زانک
من سوخته خمار خویشم
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من آن جام را بده، زیرا من در آتش عشق سوخته و بیتابم.
یاران چو قرار و صبر جویند
از من نه که برقرار خویشم
هوش مصنوعی: دوستان وقتی آرامش و صبر را از من طلب میکنند، نمیدانند که من خودم در حالتی پایدار و ثابت هستم.
ای ناصح من که می دهی پند
می گوی که من به کار خویشم
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده! تو که مشاوره میدهی، بهتر است که در مورد کارهای خودم صحبت کنی نه من.
گویند که، خسروا، چه نالی؟
من فاخته بهار خویشم
هوش مصنوعی: میگویند، ای صاحبفرمان! چرا شکوه میکنی؟ من پرندهای خوشصدا هستم که بهار را به تصویر میکشم.