برگردان به زبان ساده
آن مرغ که بود زیرکش نام
افتاده به هر دو پای در دام
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاطر نامش شهرت دارد، اکنون در تلهای افتاده که هر دو پایش را گیر انداخته است.
در دام بلا فتاد ز آغاز
تا خود به کجا رسد سرانجام!
هوش مصنوعی: از ابتدا در گرفتار سختیها و مشکلات بود و حالا نمیداند سرانجام به کجا خواهد رسید.
آیا تو کجا و ما کجاییم
دردا که به هرزه رفت ایام
هوش مصنوعی: میشه گفت که ما خیلی از یکدیگه دوریم و این واقعیت برای ما دردناکه، چون وقتها بدون هیچ هدفی سپری میشن.
ترسم که به جور تو برآید
ناگاه به شهر فتنه عام
هوش مصنوعی: من نگرانم که ناگهان به خاطر ظلم و ستم تو، در شهر آشوب و فتنهای به راه بیفتد.
خرم دل آن که با نگاری
در گوشه خلوتی کشد جام
هوش مصنوعی: آدم خوشبخت کسی است که در کنار محبوبش در یک فضای خصوصی و دنج لحظاتی را با شادی و فارغ از هر نگرانی سپری کند.
رخسار تو زیر زلف مشکین
صبح است مقیم بر در شام
هوش مصنوعی: صورت تو زیر سایهی موهای سیاه مانند صبحگاهان زیبا و دلپذیر است، و در شامگاهان در حال انتظار و حضور در برابر من هستی.
چون کام دل از تو بر نیاید
صبر از تو همی کنم به ناکام
هوش مصنوعی: وقتی نتوانم به خواستهام از تو برسم، صبر کردن از من برمیآید حتی اگر به نتیجه نرسد.
نومید مشو، دلا، چه دانی
باشد که بیایی، خسروا، کام
هوش مصنوعی: ناامید نباش، دلیر، چه میدانی که چه خوشبختی ممکن است برایت به وقوع بپیوندد.