برگردان به زبان ساده
سفر کردند یاران جان ما هم
بسی بیگانگان و آشنا هم
هوش مصنوعی: دوستان ما به سفر رفتند و ما نیز در این مسیر با عدهای از غریبهها و آشنایان همراه شدیم.
ز ما یک بار برکندند دل را
ز صحبت خیمه مهر و وفا هم
هوش مصنوعی: یک بار دل ما را از گفتوگو و ارتباط با خیمهی محبت و وفا جدا کردند.
چه تاب رنج راه آن نازنین را
که راهش در دل و در دیده جا هم
هوش مصنوعی: چه قدرت و استقامت زیادی باید برای تحمل سختیهای مسیر آن معشوق وجود داشته باشد، چرا که این راه در قلب و چشم انسان میماند.
برابر رفت در یک تاش جانم
دلم در بند آن زلف دو تا هم
هوش مصنوعی: وقتی دل و جانم به هم نزدیک میشوند، دلم در چنگال زلفهای دوگانهای که داری، گیر کرده است.
دو بوسی یادگاری داد ما را
دو می می داد پیش از دیده با هم
هوش مصنوعی: دو بوسه به یادگار به ما دادند و قبل از اینکه با هم دیدار کنیم، دو جام می نیز به ما بخشیدند.
طفیل آهوی صحرا چه بودی
که در فتراک خود بستی مرا هم
هوش مصنوعی: چرا من که مانند یک آهو در دشت آزاد هستم، به دام تو افتادم و به تلهی عشق تو گرفتار شدم؟
جدایت می کند از جان من عشق
جدایی بند بند من جدا هم
هوش مصنوعی: عشق جدایی تو باعث میشود که از جانم فاصله بگیرم، و هر قسمت از وجودم نیز از هم گسسته شود.
فلک را کور بادا دیده مهر
که نارد دوستان را دیده با هم
هوش مصنوعی: خداوند چشمان فلک را از دیدن محبت دوستان کور کند که نمیتواند آنها را در کنار هم ببیند.
اگر آن سو روی از خسرو، ای باد
ببوسی، باد پای یار ما هم
هوش مصنوعی: اگر تو از محبوب خود روی برگردانی، ای باد، برسان که باد پای محبوب ما را نیز بوسه میزند.