برگردان به زبان ساده
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
کمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم
هوش مصنوعی: به شکل خلاصه، در این بیت از شاعر، توصیف شخصی آمده است که با سرعت و توانایی بالا، دل و جان خود را در دام عشق و عقل اسیر کرده است. این شخص به قدری تحت تأثیر عشق قرار گرفته که کنترل خود را از دست داده و دیگر نمیتواند بر نفس و تمایلاتش تسلط داشته باشد.
به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتی
شدم رسوا من تر دامن و صد چاک دامن هم
هوش مصنوعی: به دامنم اشک میریختم و ناگهان مستی از کنارم گذشت و من به خاطر این حال بد و دامن خیس و چاکچاکم رسوا شدم.
تو ناوک می زنی بر جان و جان من همی گوید
که چشم بد جدا زان ناوک و زان ناوک افگن هم
هوش مصنوعی: تو با تیر خود به قلب من میزنی و جانم مدام میگوید که نگاه بد بیگانه دور از آن تیر و آن کمان باشد.
نهادم هر چه بود از سر، سری مانده مرا بر تن
چو بار سر سبک کردی، سبک کن بار گردن هم
هوش مصنوعی: هر چه در گذشته بر دوش داشتم و بر سرم سنگینی میکرد، اکنون بر تنم باقی مانده است. حال که بار سنگین زندگی را سبک کردهای، لطفاً بار گردن را هم سبک کن تا آرامش بیشتری داشته باشم.
ترا خوش باد خواب، ار چه مرا این جان سرگشته
همه شب گرد موی تست و گرد کوی تو تن هم
هوش مصنوعی: برای تو خواب خوشی آرزو میکنم، هرچند من که این دل سرگردانم، تمام شب را در پی موی تو و در کوی تو سرگردان بودهام.
دل من گر به سویت شد، نداری استوار او را
که آن بیگانه وقتی آشنا بوده ست با من هم
هوش مصنوعی: اگر دل من به سمت تو معطوف شود، تو نمیتوانی او را ثابت نگهداری، چرا که آن بیگانه زمانی که با من آشنا بوده، حالا دوباره به یاد من آمده است.
چنانم با خیالت خوی شد در کنج تنهایی
که بر بستم در از خورشید و ماه و بلکه روزن هم
هوش مصنوعی: من به قدری در خیال تو غرق شدهام که در این تنهایی خود، حتی در را به روی خورشید و ماه و نور روز هم بستهام.
شبی روشن کن آخر کلبه تاریک من، چون من
دل تاریک در کار تو کردم، چشم روشن هم
هوش مصنوعی: شبی را در کلبهی تاریکم روشن کن، زیرا من دل تاریک خود را به خاطر تو روشن کردهام.
عقوبت می کشم تا زنده ام، وه کاندرین زندان
همه کس جان کند صورت، مرا جان است دشمن هم
هوش مصنوعی: من تا زمانی که زندهام، عذاب میکشم. در این زندان، همه افراد دچار درد و رنج میشوند و جان میکنند، اما من به رغم همه رنجها، هنوز جان دارم و این جان من را تحت تاثیر قرار میدهد.
ملامت بر دل صد پاره عاشق بدان ماند
که باشد زخم پیکان و بدوزندش به سوزن هم
هوش مصنوعی: سرزنش و انتقاد از دل عاشق که پر از درد و رنج است، مانند این است که بر زخم ناشی از تیر پیکانی بخواهند بخیه بزنند. در واقع، این کار تاثیری ندارد و تنها درد را تشدید میکند.
چو بوسی، ای صبا، نعل سمندش را به گستاخی
زکوة آنچنان دولت دو بوسی دیگر از من هم
هوش مصنوعی: ای نسیم، وقتی سمند او را میبوسی، با جرات و بینهایت نعمت آن بوسه، میتوانی دو بوسه دیگر هم از من بگیری.
بشو در بندگیش، ای ابر، خط سبزه تا بلبل
نگوید کین خط آزادی سرو است و سوسن هم
هوش مصنوعی: ای ابر، در بندگی خدا باش و به زیبایی سبزه زندگی کن، تا بلبل نخواند که این خط زیبای طبیعت، نشانی از آزادی گلها و گیاهان است.
چه کیش است آخر، ای خسرو، که بیخوبان نهای یک دم
زمانی آخر از بت باز میماند برهمن هم
هوش مصنوعی: ای پادشاه، آخر چگونه میشود که تو در کنار خوبان نمیمندی و حتی لحظهای از پرستش بتها باز نمیمانی؟