برگردان به زبان ساده
دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
سینه را زان غمزه خون خواره دلدوزی ببخش
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی سبزههای نو بهاری، چشمانم را روشن کن و به خاطر زخمهایی که غمزهات بر سینهام گذاشته، دلم را التیام بخش.
یک طرف بنما ز روی و یک گره بگشا ز زلف
مرده ام، از زندگانی یک شبانروزی ببخش
هوش مصنوعی: به من یک نگاه ساده کن و یک گره از موهای پریشانم باز کن. اجازه بده یک روز و شب از زندگیام را دوباره تجربه کنم.
از پس سالی نمودی رو، مکش تا بنگرم
ور حقیقت خواهیم کشتن، یک امروزی ببخش
هوش مصنوعی: پس از یک سال تو را میبینم، خواهش میکنم که مرا نکش تا ببینم اگر حقیقت داریم، یک روزی را به من ببخش.
خامی آن کس که دید آن روی چون آتش نسوخت
یارب، افسرده دلان را در جگر سوزی ببخش
هوش مصنوعی: آن کسی که زیبایی آن چهره را ببیند و همچون آتش نسوزد، نادان است. ای God، به دلهای افسردهام رحم کن و سختیها را از آنها دور کن.
گر بد آموزی کند چشمت که بستان جان خلق
جان خسرو را علی الرغم بدآموزی ببخش
هوش مصنوعی: اگر چشمانت به بدی آموزش ببینند و این بدآموزی باعث شود که جان مردم را بستانند، باید با وجود این بدآموزی جان خسرو را ببخشایی.