برگردان به زبان ساده
او می رود و عاشق مسکین گرانش
چون مرده که در سینه بود حسرت جانش
هوش مصنوعی: او میرود و عاشق بیچارهای که به خاطر عشقش دلی پر از حسرت دارد، مانند مردهای است که در سینهاش آرزوی زندگی میکرد.
بی مهر سواری که عنان باز نپیچد
آویخته چندین دل خلقی به فغانش
هوش مصنوعی: بی محبت سواری که کنترل خود را از دست بدهد، چندین دل از مردم به خاطر او به فریاد درآمدهاند.
ناخوش همی آزارد و یا طالب خونی ست
ای خلق، بگویید به جوینده نشانش
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی هشدار میدهد که افراد ناخوشاحوال و یا کسانی که به دنبال درگیری و خونریزی هستند، ممکن است باعث آزار و اذیت دیگران شوند. بنابراین، از مردم خواسته میشود تا به کسانی که به دنبال چنین افرادی هستند، نشانی از آنها بدهند.
یادست که در خواب شیش دیده ام، اما
از بی خبری یاد ندارم که چسانش
هوش مصنوعی: در خواب، چیزی را دیدهام که در واقعیت فراموش کردهام و از روی بیخبری نمیدانم چه شکلی بوده است.
یادش دهی، ای باد، گهی نام گدایی
تا دولت دشنام برآید ز زبانش
هوش مصنوعی: ای باد، گاهی یادش کن که نام گدایی را بگوید تا آن وقت بداند که چقدر خوشبخت است و از زبانش حرفهای بدی خارج شود.
بسیار بکوشم که بپوشم غم خود، لیک
آتش چو بگیرد نتوان داشت نهالش
هوش مصنوعی: هر چه تلاش کنم که غمهایم را پنهان کنم، اما وقتی آتش غم درونم شعلهور شود، دیگر نمیتوانم جلوی آن را بگیرم.
از ناله ام ار خلق نخسپد، عجبی نیست
از بخت خودم در عجب و خواب نگرانش
هوش مصنوعی: اگر نالهها و فریادهای من در دل مردم تاثیری نداشته باشد، چیز عجیبی نیست. من خودم از سرنوشت و تقدیرم در شگفتی و خوابِ نگران به سر میبرم.
خسرو، نگرانیش همه بر دل خود گیر
کوری دلی را که نباشد نگرانش
هوش مصنوعی: خسرو، تمام نگرانیهایش را در دل خود نگه میدارد و به کسی نمیگوید. دل کسی که نگران نیست، از هیچ چیز دلگیر نمیشود.