برگردان به زبان ساده
ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
به خامه راست نیاید شکایت ستمش
هوش مصنوعی: کسی که دل من را شاد نمیکند جز به خاطر غمهایش، نمیتوان با قلم به درستی از ظلم او شکایت کرد.
هزار ناوک غمزه زده ست بر دل من
که هیچ آه ز من بر نیامد از المش
هوش مصنوعی: در دل من هزاران تیر غمزه زدهاند که از شدت درد، هیچ آه و نالهای از من بیرون نیامده است.
اگر ز دست اجل چند گه امان یابم
به خاک پاش که سر بر ندارم از قدمش
هوش مصنوعی: اگر چند بار از دست مرگ نجات پیدا کنم، همچنان بر خاک پای او میافتم و سر از آن برنمیدارم.
هزار نامه نوشتم به خون دیده، ولی
به این دیار نیامد کبوتر حرمش
هوش مصنوعی: من هزاران نامه با اشک چشمانم نوشتم، اما باز هم در این سرزمین کبوتر حرم او نیامد.
کسی که دیدن رخسار او هوس دارد
دگر خلاص نیابد ز زلف خم به خمش
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزو دارد چهرهء او را مشاهده کند، دیگر از محدودیت و اسارت زلفهای پیچیدهاش رهایی نخواهد یافت.
مباشری که به کنج فراق می نوشد
سفال باده نماید به چشم جام جمش
هوش مصنوعی: کسی که در گوشهی جدایی، شراب مینوشد، میتواند با نگاه خود، زیبایی خویش را به مانند جام جمش، به نمایش بگذارد.
اگر به زهد شوی شهره جهان، خسرو
چه سود تا نکنی اعتماد بر کرمش؟
هوش مصنوعی: اگر در دنیا به خاطر زهد و پارسایی شهرت پیدا کنی، چه فایدهای دارد اگر به مهربانی و رحمت او اعتماد نکنی؟