برگردان به زبان ساده
دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
سایه گرفته مه را زان طره سیاهش
هوش مصنوعی: دیدم که آفتاب به خاطر کلاهش سایهای انداخته و ماه در زیر سایه آن کلاه، تحت تأثیر تاریکیهای موهای او قرار گرفته است.
از بس که در کلاهش بر دوختم دو دیده
بادامه ای نشاندم بر پسته کلاهش
هوش مصنوعی: به دلیل اصرار و دقتی که در طراحی کلاه این شخص داشتم، دو چشم بادامی جذاب را به عنوان نماد روی پسته کلاه او قرار دادم.
او چشم داشت بر من، من زلف او گرفتم
تا بو که زنده مانم زان غمزه در پناهش
هوش مصنوعی: او به من توجه داشت و من برای اینکه از زیباییاش بهرهمند شوم، زلف او را گرفتم تا از غمزهاش در پناهش زنده بمانم.
دل رفت و در زنخدانش آواز دادم او را
گفت اینکم معلق در نیمه راه چاهش
هوش مصنوعی: دل من از دست رفت و در جایی که او را میدیدم، صدا زدم. او پاسخ داد که من در میانهی راه خودم گیر کردهام.
بنوشت عارضش خط از بهره عرض خوبی
آنکه به گرد عارض صف می کشد سپاهش
هوش مصنوعی: نوشتهای روی چهرهاش به زیبایی اوست، همان کسی که گروهی از سربازانش در اطراف صورتش صف کشیدهاند.
من چشم می نیارم کز وی نگاه دارم
یارب مگر تو داری از چشم من نگاهش!
هوش مصنوعی: من به چشم خود نگاه نمیکنم، زیرا شاید تو بتوانی از نگاه من، به او نگهداری کنی، ای خدا!
کرد آن گنه که خسرو بخشیده خواست بوسی
بخشید نیست، جانا، گر هست این گناهش
هوش مصنوعی: او گناهی مرتکب شده که خسرو آن را بخشیده است. جانا، اگر این کار گناه محسوب میشود، پس آیا در واقع هیچ عذری برای او وجود ندارد؟