برگردان به زبان ساده
شاد باش، ای شب فرخنده دوش
که فلان بود مرا در آغوش
هوش مصنوعی: شاد باش، ای شب خوشی که دیروز کسی مرا در آغوش گرفت.
نه همی سیر شد از رویش چشم
نه همی پر شدی از قولش گوش
هوش مصنوعی: چشم از زیبایی او سیر نمیشود و گوش از گفتارش سیراب نمیگردد.
ماجرای دل خون گشته من
دیده می ریخت برون، من خاموش
هوش مصنوعی: دل شکسته و پر از درد من، به گونهای است که اشکهایم بیصدا بر زمین میریزند.
مست بودم خبر از خویش نداشت
باده را گر چه نمی کردم نوش
هوش مصنوعی: در حال مستی بودم و از حال خودم بیخبر بودم، و هرچند که شراب نمینوشیدم، اما تاثیر آن را حس میکردم.
او همی گفت سخن، من حیران
او همی خورد می و من بیهوش
هوش مصنوعی: او مشغول صحبت بود و من در فکر او غرق شده بودم. او از شراب مینوشید و من در حال بیهوشی بودم.
ای که آن روی ندیدی زنهار
گر مقابل شویش دیده مپوش
هوش مصنوعی: ای کسی که آن چهره زیبا را ندیدهای، مواظب باش که اگر با او روبرو شوی، چشمانت را از دیدن او پوشاندن نکن.
هست بازار تو در دلها گرم
حسن چندانکه توانی بفروش
هوش مصنوعی: در دلها علاقه و محبت به تو زبانه میکشد، هرچقدر که بتوانی از زیباییها و خوبیهای خود بهرهبرداری کنی و آنها را به نمایش بگذاری.
ناله خسرو بشنو که خوش است
بر در شاه فغان چاووش
هوش مصنوعی: ناله و گریه خسرو را بشنو که در برابر شاه بسیار دلنشین و زیباست.