برگردان به زبان ساده
دل من چون شود دور از وثاقش
که ماند آویخته ز ابروی طاقش
هوش مصنوعی: دل من وقتی از ارتباطش دور شود، چه چیزی باقی میماند که به آن زیبایی و شکوه او وابسته باشد؟
عجب سیاره ای دارد دل من
که می سوزد جهانی ز احتراقش
هوش مصنوعی: دل من جهانی از آتش و شعله دارد که به شدت میسوزد و جاذبه عجیبی دارد.
هزارم دیده باید گاه جولانش
که بندم فرش در راه براقش
هوش مصنوعی: باید هزار بار به تماشای او بپردازم و برای او فرشی در مسیر حرکتش بیفکنم.
مکن ضایع، طبیبا، مرهم خویش
که خوش می سوزم از داغ فراقش
هوش مصنوعی: ای طبیب، مرهم دغدغههای خودت را نگذار زیر پا؛ چون من از درد جداییاش به شدت در عذابم.
گزیده شد دلم از جان که جانش
سگ دیوانه شد در اشتیاقش
هوش مصنوعی: دل من به شدت در longing و عشق به او گرفتار شده است، حتی جانم هم دیوانهوار به دنبال او میگردد.
کجا با چون تو سیمین ساق ماند
درخت گل که پر خار است ساقش
هوش مصنوعی: کجا درخت گلی که ساقهاش پر از خار است، بتواند با کسی مثل تو که ساقهایش مانند نقره درخشان است، رقابت کند؟
جفاهای ترا گردان کند چرخ
نرنجی جان خسرو از نفاقش
هوش مصنوعی: از رفتارهای تو چرخ زمان دچار زحمت میشود، اما ای خسرو، از نفاق و کینهجویی او ناراحت نشوید.