برگردان به زبان ساده
باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
گل جهانی را به روی خویش خندان کرده باز
هوش مصنوعی: باد بهاری فرا رسیده و درهای باغ باز شده است. گلها اکنون به روی جهان لبخند میزنند و زندگی را پرشکوهتر کردهاند.
غنچه بهر صد درم گل را به زندان کرده بود
زر بداد آن گه صبا و قفل زندان کرده باز
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر صد درم، گل را به زندان انداخته بود. سپس، نسیم وزید و قفل زندان را باز کرد.
در عرق شد غنچه از گرما و تنگ آمد ز خویش
باد خوش می آید، از گرما گریبان کرده باز
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر گرما رطوبت خود را از دست داده و به حالت بسته و تنگ درآمده است. بادی که باید خوشایند باشد، اکنون به خاطر گرما ناراحتکننده شده و در این وضعیت، احساس خوشی نمیکند.
چرخ گردان بهر ما را ساخت از گل کوزه ها
ابر آن گه کوزه ها بر آب حیوان کرده باز
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ما کوزههایی از گل ساخته است و سپس این کوزهها را پر از آب حیات کرده و به ما بازگردانده است.
بالش سلطان گل در بارجای شاخ بین
کو ز بهر بار دادن چتر سلطان کرده باز
هوش مصنوعی: بالش سلطان مانند گل زیبا و باارزش است که در باغی بزرگ قرار دارد. به خوبی میتوان فهمید که شاخههای درخت برای محافظت از باران، مانند چتری برای سلطان گشوده شدهاند.
چند سوزی زلف سنبل، بینی، ای نرگس، ترا
آرزوی دیدن خواب پریشان کرده باز
هوش مصنوعی: تعداد زیادی از سوزش و رنجی که از زلف سنبل به جان میزنم، ای نرگس! اینکه تو آرزوی دیدن من را در خوابهای آشفته خود به جان داری، دوباره جانم را میسوزاند.
یارب، این ابر است در صحن چمن گوهر افشان؟
یا شهنشاه جهان دست زر افشان کرده باز
هوش مصنوعی: ای خدای من، آیا این ابر در باغ گل، مروارید پاشیده است؟ یا اینکه پادشاه جهان دستش را با زر پر کرده و گشوده است؟
تا ز خسرو دست گیری یافت در مدحش قلم
از سخن گفتن زبان بر در عمان کرده باز
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر آن است که هنگام یاد کردن و ستایش از خسرو، قلم از بیان کلمات ناتوان میشود و زبان در بیان فضایل او کم میآورد. این نشاندهنده عظمت و بزرگی خسرو است که حتی ابزارهای بیان هم از توصیف او عاجز میشوند.