برگردان به زبان ساده
خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
هوای عشق دگر باره در سر آمد باز
هوش مصنوعی: خیال دوست دوباره در ذهن من حاضر شد و دوباره اشتیاق عشق در سرم جوانه زد.
کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر
خراب کرد که غوغای کافر آمد باز
هوش مصنوعی: غمزۀ او مانند لشکری است که صبر و تحمل را ویران کرده و بههمین دلیل، صدای کافران دوباره به گوش میرسد.
سبک سوار من از کوی فتنه سر بر کرد
فغان به شهر، تظلم به داور آمد باز
هوش مصنوعی: شخصی شجاع و سبکبار از محلهای پر خطر عبور کرد و زاری و شکایت او به شهر رسید و در انتظار قضاوت و کمک از یک داور است.
کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغ
که چنگ باز به پای کبوتر آمد باز
هوش مصنوعی: کبوتری از دست شکارچی فرار کرد، ولی افسوس که شکارچی دوباره بر پاهای کبوتر سایه انداخت.
جز آب دیده نشوید غبار سینه، کنون
که خیل غمزه به صحرای دل در آمد باز
هوش مصنوعی: تنها با آب چشم میتوان غبار درد دل را زدود و اکنون که عطر زیباییها به دل میرسد، دوباره غمها جان گرفتهاند.
بسوز خسرو اگر بخت سایه ات نکند
که آفتاب حوادث برابر آمد باز
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت به تو کمک نکند، بسوز و بساز؛ زیرا آفتاب سختیها همیشه در برابر تو حاضر است.