برگردان به زبان ساده
ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
که در دل داشت شوقت این و آن نیز
هوش مصنوعی: وقتی دل مرا ربودی، جانم نیز به همراهش رفت، چون عشق تو در دل داشت، همه چیز را ترک کرد.
ز یاقوت لبت ما را طمعهاست
کز او زنده ست جان و هم روان نیز
هوش مصنوعی: از لبهای یاقوتی تو، ما به شوق آمدهایم که از آن دلتنگی و زندگی جان و روحمان زنده میشود.
رقیبت را مده دشنام ازان لب
که دل را سخت می آید، روان نیز
هوش مصنوعی: از آن لب، که دل را به سختی آزرده میکند، به رقیبت ناسزا نگو.
سر پا بوس تو تنها نه دل راست
که مشتاق است جان ناتوان نیز
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که تنها دل عاشق و شیدا نیست که به تو محبت میورزد، بلکه جان ناتوان نیز به شدت به تو وابسته است و مشتاق دیدارت است.
دلی بودم، شد آن پابند زلفت
نمی یابم ازو نام و نشان نیز
هوش مصنوعی: دل من مانند دلی بود که به زلفهای تو گرفتار شده و اکنون دیگر نمیتوانم حتی نام و نشانی از آن پیدا کنم.
تعالی الله چه تنگ است آن دهانت؟
که فکر آنجا نمی گنجد، گمان نیز
هوش مصنوعی: خداوند بلندمرتبه، دهان تو چقدر کوچک است؟ که هیچ فکر و اعتقادی نمیتواند در آن جای بگیرد.
غمت، خسرو چه گوید آشکارا
که نتوان گفت راز تو نهان نیز
هوش مصنوعی: غم تو، ای خسرو، چه چیزی میتواند بهطور واضح بیان کند که راز تو حتی در پنهان نیز قابل گفتن نیست.