برگردان به زبان ساده
ای لعل لبت چو بر شکر شیر
شکر ز لب تو چاشنی گیر
هوش مصنوعی: ای لعل زیبای تو، مانند شکر در شیر است؛ بگذار از لبان تو طعمی شیرین بگیرم.
از زلف بریدنت دل من
دیوانه شد و برید زنجیر
هوش مصنوعی: دل من از دست دادن زلفهای تو سر به جنون گذاشت و این جدایی باعث شد که بند و زنجیرهایش را بشکند.
زلفش بگرفت و کرد در هم
فریاد هزار باد شبگیر
هوش مصنوعی: موی او را به دست گرفته و در هم ریخته، صدای فریادی مانند هزار باد در اوج شب برخواست.
می گیری و می زنی به تیرم
من کشته شدم، ازین زد و گیر
هوش مصنوعی: تو تیری به سمت من میاندازی و من از این بُرندگی و آسیب کشته شدم.
مادر چو تویی نزاد بر تو
چون دیده فرو نیاورد شیر
هوش مصنوعی: مادر مانند تو وجود نداشته که به چشم بیاحترامی به تو نگاه کند.
تقصیر نمی کنی تو هر چند
تقدیر همی کند چه تقصیر
هوش مصنوعی: تو در عمل خود گناهی نداری، هرچند که مقدرات و سرنوشت میسازند. چه گناهی میتواند وجود داشته باشد؟
در پند تو بسته ماند خسرو
بیچاره کجا رود ز زنجیر!
هوش مصنوعی: خسرو بیچاره چارهای ندارد و نمیتواند از زنجیر رهایی یابد، زیرا نصیحت و اندرز تو در او تأثیر نگذاشته است.