برگردان به زبان ساده
بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را
هوش مصنوعی: صبح عید با روشنایی خود پرده را از چهره برداشت و ساقی چهرهای را نشان داد که مانند آفتاب میدرخشد.
اینک رسید وقت که مردان آب کار
گردان کنند هر طرفی کار آب را
هوش مصنوعی: حالا زمان آن رسیده است که مردان با قدرت و تلاش خود، به هر سو به جریان آب بپردازند و آن را مدیریت کنند.
ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است
صد چشم بندی است که آموخت خواب را
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن دو چشمی که در خواب و بیخبری هستند، مانند صدها چشم دیگر است که خواب را یاد گرفتهاند و در بند خواب قرار گرفتهاند.
عید مبارک آمد و از بهر دوستان
ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را
هوش مصنوعی: عید خوشی و شادمانی فرارسیده و برای دوستان، نوشیدنی ریخته نشده و گلاب نیز به کام کسی نریخته شده است.
مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ
کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟
هوش مصنوعی: خواننده، با ساز و پردهای که تو میدانی، بگو به چنگ که ای پیر با کمر خمیده، شراب را چه کردی؟