برگردان به زبان ساده
چو آن شوخ شب در دل زار گردد
مرا خواب در دیده دشوار گردد
هوش مصنوعی: وقتی آن دختر شاداب و بازیگوش در دل من غمگین میشود، خواب برایم سخت و دشوار میشود.
دلم گرد آن زلف گردد همه شب
چو دزدی که اندر شب تار گردد
هوش مصنوعی: دلم مانند یک دزد در شب تار به دور آن زلف میچرخد و نمیتواند از آن جدا شود.
شب و روز گردد در آن کوی جانم
چو بادی که بر بام و دیوار گردد
هوش مصنوعی: شب و روز در آن کوی جانم مانند بادی میچرخد که بر روی بامها و دیوارها حرکت میکند.
بلایی جز این نیست بر جان مسکین
که آن شوخ در سینه بسیار گردد
هوش مصنوعی: بدبختیای که بر دل بیچارهای میآید این است که آن معشوقهی خوشاخلاق در قلبش نقشی عمیق و بس بزرگ برجا میگذارد.
مرا کشت و بیداری بخت ما را
هوس هم نیاید که بیدار گردد
هوش مصنوعی: او مرا به کشتن داد و بخت ما چنان به خواب رفته که هیچ هوس و آرزویی ندارم که بخواهد بیدار شود.
طبیبم همان به که سویم نیاید
که ترسم ز درد من افگار گردد
هوش مصنوعی: بهتر است که پزشک نزد من نیاید، چون میترسم که درد و رنج من او را هم تحت تأثیر قرار دهد و ناراحتش کند.
چو بیزار شد یار، جان کیست، باری
رها کن که او نیز بیزار گردد
هوش مصنوعی: وقتی که محبوب از تو دلزده و بیزار شد، دیگر چه کسی اهمیت دارد؟ بهتر است رابطه را رها کنی تا او هم از تو دلزده نشود.
گرفتار از طعن بدگوی، یارب
به روز بد من گرفتار گردد
هوش مصنوعی: خدای من، امیدوارم که در روزهای سخت و بد، دچار سخنان زننده و بدگویان نشوم.
چگونه کند وصف آن روی خسرو
که در دیدنش عقل بیکار گردد
هوش مصنوعی: چطور میتوان زیبایی چهره آن پادشاه را توصیف کرد، در حالی که هنگام دیدنش عقل انسان از کار میافتد؟