برگردان به زبان ساده
چو چشم مست تو دیدم خمارم از دیده
گشاد چشم تو اشکم دمادم از دیده
هوش مصنوعی: وقتی چشم زیبا و مست تو را دیدم، غم و اندوهی در من زنده شد. از آن زمان، اشکهای من به طور مداوم از چشمانم جاری هستند.
ز دیده دل به یکی نوش نا رسیده هنوز
هزار نیش به دل بیش دارم از دیده
هوش مصنوعی: از چشمان دل، هنوز نتوانستهام نوشی بیابم، ولی از دیدهام هزار زخم و آزار در دل دارم.
قرار کردم و گفتم دگر نورزم عشق
که برد عشق تو خواب و قرارم از دیده
هوش مصنوعی: تصمیم گرفتم که دیگر با عشق مبارزه نکنم، زیرا عشق تو خواب و آرامش را از من گرفته است.
در آتش غم عشق تو ریخت خون از چشم
به باد رفت همه کار و بارم از دیده
هوش مصنوعی: در آتش اندوه عشق تو، اشکهایم مانند خون جاری شد و تمام کارها و امورم از نظرها پنهان و به باد رفت.
در آرزوی خیالت سرشک من همه شب
چو دجله گشت روان بر کنارم از دیده
هوش مصنوعی: در آرزوی تو، اشکهای من همچون رود دجله در طول شب جاری میشود و بر کنارم از چشمانم میریزد.
بر تو نامه نوشتن گر اتفاق افتد
به نوک خامه سیاهی بر آرم از دیده
هوش مصنوعی: اگر روزی به تو نامهای بنویسم، سیاهی آن را از اشکهای چشمانم مینویسم.
ز دیده خون دل از دیده ریخت بی تو کمال
بیا ببین که چسان دلفگارم از دیده
هوش مصنوعی: از چشمانم به خاطر دلتنگی برای تو اشک و خون میریزد. بیا و ببین که چطور تنها و غمگین شدهام.