برگردان به زبان ساده
ای شیشهٔ دل ما در زیر پا شکسته
سنگیندلی گزیده عهد و وفا شکسته
هوش مصنوعی: دل ما مانند شیشهای است که زیر پا شکسته شده و با زخمهایی که از گذشته بر دل داریم، پیمان و وفای ما نیز شکسته است.
با طاق های ابرو دلها شکسته هر سو
ما را بسیار شیشه دیدم از طاق ها شکسته
هوش مصنوعی: با قوسهای ابرو، دلهای بسیاری شکسته شده است. ما شیشههای زیادی را دیدیم که از این قوسها شکستهاند.
بود آرزوی زلفت دلهای عاشقانرا
آن آرزوی دلها باد صبا شکسته
هوش مصنوعی: آرزوی زیبایی و جذابیت موهای تو دلهای عاشقان را تحت تأثیر قرار داده است و این آرزو تحت تأثیر نسیم صبح به هم ریخته و دچار اختلال شده است.
با قامت تو طوبی در لطف کرده دعوی
شرط ادب ندانست آن شاخ پا شکسته
هوش مصنوعی: با قد زیبا و دلربای تو، در نعمت و لطف الهی مانند درخت طوبی عمل کرده است، اما آن شاخهای که شکسته است، نمیداند که باید ادب را رعایت کند.
نامت زبان خامه چون برده پیش نامه
از غصه جدائی هر یک جدا شکسته
هوش مصنوعی: نامت مانند قلمی است که در برابر نامه به دلیل غصه جدایی شکست خورده و بیزبان مانده است.
چون غنچه درنگنجم در پیرهن زشادی
آن دم که بهر قلم عطف قبا شکسته
هوش مصنوعی: به مانند غنچهای که در پیراهن میخوابد از شادی، لحظهای که به خاطر عشق، لباسهای خود را میگشایم.
دی گفت خاک پایم خون کمال ارزد
بر عادت بزرگی خود را بها شکسته
هوش مصنوعی: دی گفت که خاک پایم، از کمال و فضیلتهایی که دارم، ارزشش بیشتر از بزرگی و مقامهایی است که فرد میتواند به خود اختصاص دهد. در واقع، مقام و بزرگی نمیتواند به اندازهی ذاتی و ویژگیهای واقعی انسان ارزشمند باشد.