برگردان به زبان ساده
دل ضعیف به یکباره ناتوان شد ازو
پدید نیست نشانش مگر نهان شد از و
هوش مصنوعی: دل ضعیف ناگهان از کار افتاد و هیچ نشانی از آن باقی نماند، جز اینکه در دل پنهان شد.
اگرچه در غم اوه شد هلاک من نزدیک
بدین قدر ستمی دور چون توان شد از و
هوش مصنوعی: اگرچه غم او باعث نابودی من شده، اما در این فاصله از آن همه ستم دور هستم و نمیتوانم به آن نزدیک شوم.
براه عاشق اگر بحر آتش آمد عشق
زنیرگیست که چون دود بر کران شد از و
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی برای عاشق وجود داشته باشد، حتی اگر به سختیها و دشواریهای فراوانی مانند آتش برخورد کند، باز هم عشق میتواند او را به حیات و نیکی برساند و از مشکلات عبور کند. عشق همچنان مانند دودی است که به آرامی به آسمان صعود میکند و بیوقفه در مسیر خود ادامه میدهد.
بدان گناه که بی او به خواب میشد چشم
چنان زدم شب هجرش که خون روان شد ازو
هوش مصنوعی: بدان که به خاطر گناهی که بیاو خوابم نمیبرد، آنقدر به یاد او در شبهای دوریاش زاری کردم که اشکهایم به صورت جاری شد.
کمال عمر گرانمایه ات به سودا رفت
چه مایه بین که درین راه ترا زیان شد ازو
هوش مصنوعی: عمر ارزشمند تو به خاطر یک نگرانی یا آرزو از بین رفت. چه اندازه خسارت دیدهای که در این راه به تو آسیب رسیده است.