برگردان به زبان ساده
کارم ز دست شد نظری کن بکار من
بنگر بکار بنده خداوندگار من
هوش مصنوعی: کار من از دستم خارج شده است، به کار من توجه کن و به وضعیت من که بنده خداوند هستم، نگاهی بینداز.
فارغ شدم ز جنت و فردوسی و حورعین
تا اوفتاد بر سر کویش گذار من
هوش مصنوعی: از بهشت و جمال فردوسی و حوریان رهایی یافتم، تا زمانی که عشق او بر من سایه افکند.
بس جان نازنین که چو گل میرود به باد
در پای سروناز تو ای گلعذار من
هوش مصنوعی: بسیاری از جانهای عزیز، مانند گلی که در باد میرقصد، به خاطر زیبایی و دلربایی تو میروند، ای گلی با جمال دلنشین من.
تا جلوه کرد سرو قدت بر کنار چشم
خالی نگشت آب روان از کنار من
هوش مصنوعی: وقتی که قامت زیبای تو در کنارم نمایان شد، آب زلال رود دیگر از کنارم دور نشد.
گفتی شبی بیایم و بستانم از تو جان
زنهار جان من که مده انتظار من
هوش مصنوعی: گفتی شبی به دیدن من میآیی و جانم را از من میگیری. اما ای کاش جانم را ندهی و به انتظار من نمان.
وقتی که بگذری بسر تربت کمال
راحت رسد بسی به تن خاکسار من
هوش مصنوعی: وقتی از کنار محل دفن من بگذری، آرامش زیادی به جسم خاکی من خواهد رسید.