برگردان به زبان ساده
دوستان مرحمتی بر دل بیچاره من
که برفت از بر من بار ستمکاره من
هوش مصنوعی: ای دوستان، بر دل ناتوان و رنجیدهام رحم کنید، چرا که باری از ستم بر دوش من سنگینی میکند و از کنارم دور شده است.
دل نهادم من مسکین به هلاک تن خویش
چه کنم در غم او نیست جز این چاره من
هوش مصنوعی: من، بیچاره، دل و جانم را در خطر قرار دادهام و نمیدانم در این اندوه چه کار کنم جز اینکه همین راه را در پیش بگیرم.
وای بر جان من از بی کسی و تنهانی
گر نبودی غم او مونس و غمخوارة من
هوش مصنوعی: ای کاش در این تنهایی و بیکسی، غم او همراه من نبود و نَدا فراموشم میکرد.
هوس لعل لب او به خرابات مغان
کرد صد باره گرو خرقه صد پاره من
هوش مصنوعی: شوق زیبایی لبان او مرا به میخانهها کشاند و بارها باعث شد که جامهام از شدت عشق پارهپاره شود.
ای صبا گر گذر از کوی دلارام کنی
باز پرسی خبری زآن دل آوارة من
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر از محله محبوبم عبور کنی، لطفاً خبری از دل آشفتهی من بپرس.
دارم امروز سر آنکه کتم جانبازی
تا قدم رنجه کند دوست به نظاره من
هوش مصنوعی: امروز منتظرم که دوست با نگاهی به من، محبتش را نشان دهد و من هم با تمام وجود آمادهام که این عشق و محنت را تحمل کنم.
گر نیاره به زبان سوز تو چون شمع کمال
خود گواهست بر او گونه رخسارة من
هوش مصنوعی: اگر سوز زبان تو نتواند به دیگران نشان دهد، همانند شمع که نورش را منتشر میکند، پس چهره من گواهی بر کمال تو خواهد بود.