برگردان به زبان ساده
من که از وصل تو ای دوست جدا می باشم
سال و مه منتظر وصل شما می باشم
هوش مصنوعی: من که از نزدیکت دور هستم و بیخبر از وصالت، سالها و ماهها در انتظار دیدار تو به سر میبرم.
درد عشق تو مرا کشت دوا کن جانا
کاندر این درد به امید دوا می باشم
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری برایم سخت و آزاردهنده است که جانم را به لبم رسانده است. ای محبوب، به من کمک کن و مرا درمان کن، چرا که من در انتظار بهبودی از این درد هستم.
صبحدم باد صبا چون ز تو آرد پیغام
همه شب منتظر باد صبا می باشم
هوش مصنوعی: صبح زود که باد صبا پیغام تو را به همراه میآورد، من تمام شب در انتظار این باد نشستهام.
به تمنای وصال تو که بابم روزی
اندر غم و هجران و بلا می باشم
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی رسیدن به تو، در روزهایی که دلم پر از غم و دوری و سختی است، در انتظار تو هستم.
جان همی گفت که از دست غمت ای دلبر
اندر این مجلس تن بی سرو پا می باشم
هوش مصنوعی: جانم به من میگوید که در این مجلس، بیسر و پا به خاطر غم تو، ای معشوق، حضور دارم.
را رهان زودم از این غمکده دیده کمال
کاندر این غمکده بی برگ و نوا می باشم
هوش مصنوعی: زودتر مرا از این مکان غمگین رها کن، زیرا در این جا، بدون رنگ و صدا، به حسرت و ناراحتی زندگی میکنم.