برگردان به زبان ساده
دوش بی روی تو روی از خون دل برداشتم
بار بر دل پای در گل دست بر سر داشتم
هوش مصنوعی: شب گذشته، به یاد تو و از درد دل، چهرهام را از تماشای دوری تو دور کردم. با قلبی سنگین و غمگین در گلی گرفتار شده بودم و دستی به سرم میکشیدم.
داده جان بر باد و برخاک درت بنهاده روی
دیده غرق آب و دل در عین آذر داشتم
هوش مصنوعی: جانم را به باد دادهام و روی خود را بر خاک درگاه تو قرار دادهام. چشمانم غرق در اشک و دلم در آتش عشق تو بوده است.
بی فروغ شمع روی مجلس آرایت چو شمع
اشک چون سیم روان بر روی چون زر داشتم
هوش مصنوعی: چهرهات مانند شمعی بینور در مجالس میدرخشد و اشکهایم چون نخی از نقره بر صورت زیبایم میریزد.
در خیال لعل گوهر پوش لوء لو، پاش تو
دامن مژگان پر از یاقوت أحمر داشتم
هوش مصنوعی: در تصورم، زیبایی مانند لعل و گوهر به تن دارد و در دامن مژگانش، سنگهای قیمتی به رنگ یاقوتی پر شده است.
تا سحر همچون کمال از انتظار وعده است
سر به زانو چشم برره گوش بر در داشتم
هوش مصنوعی: من تا صبح مانند کمال، با انتظار وعده نشسته بودم. سر به زانو گذاشته و چشم به راه و گوش بر در داشتم.