برگردان به زبان ساده
دوش آرزونی شکسته بودم
با زلف کجش نشسته بودم
هوش مصنوعی: دیشب یک آرزو داشتم که شکسته شده بودم و به خاطر موهای پیچیدهاش در کنار او نشسته بودم.
پیوند به آن طناب کرده
از رشته جان گسسته بودم
هوش مصنوعی: برانگیختن رابطهای که با وجود جدایی، هنوز از نظر روحی و عاطفی به آن متصل بودم.
دست من و زلف یار حاشا
بر خویش دروغ بسته بودم
هوش مصنوعی: من به خودم دروغ گفتم که نمیتوانم به زلف محبوبم دست بزنم و این خیال را از دل خود دور کردم.
خوش بود دلم به ناز آن چشم
از غمزه اگرچه خسته بودک
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و ناز آن چشم خوشحال بود، هرچند که خسته و دلتنگ بود.
تا بر کف پاش مالم این روی
صد باره به اشک شسته بودم
هوش مصنوعی: من بارها و بارها بر روی پای او اشک ریختم و آنجا را با اشکهایم شستم.
از آتش هجر چشم به دور
آن شب چو سپند جسته بودم
هوش مصنوعی: در شب دوری و فراق، همچون گیاهان که از آتش دور میشوند، من نیز از آتش احساسات و دلتنگیها فاصله گرفته بودم.
فی الجمله به دولت رخ دوست
از ننگ کمال رسته بودم
هوش مصنوعی: به طور کلی، زیبایی و جلوه دوست مرا از عیب و ننگ کمال رهایی بخشیده بود.