برگردان به زبان ساده
دارم آن سر که سر زلف نگاری گیرم
بر سر کوی دلارام قراری گیرم
هوش مصنوعی: من به قصد دیدن محبت و زیبایی معشوقه، تصمیم دارم در کوچهای که محبوبم در آن است، مقیم شوم.
خرقه بفروشم و دفتر گرو باده کنم
جام می نوشم و از روضه کناری گیرم
هوش مصنوعی: من لباس عارفانه را به فروش میرسانم و کتابم را گرو میگذارم تا باده بنوشم و از زیباییهای بهشت لذت ببرم.
آستین بر همه افشانم و از جان و جهان
دست کوته کنم و دامن باری گیرم
هوش مصنوعی: من همه چیز را رها میکنم و از زندگی و دنیا دل میکَنم و تنها به دامن دلخواهی چنگ میزنم.
نکنم توبه و در حلقة سودا زدگان
با سر زلف نگاری سرو کاری گیرم
هوش مصنوعی: من از توبه کردن دست برنمیدارم و با زیباییام که همچون گیسوی سرخود در میان سیاهچالهها و دلمشغولیها گیر کردهام، در ارتباط هستم.
گرچه روزی بشب آورد پندار که من
از خطت بر دل آشفته غباری گیرم
هوش مصنوعی: اگرچه گاهی فکر میکنم که میتوانم از زیبایی خط تو، غباری بر دل پرآشوب خود بنشانم و آرامش پیدا کنم.
گو نصیحت مکن از روی تو ای زاهد شهر
ناصح آن نیست که او را به شماری گیرم
هوش مصنوعی: ای زاهد شهر، تو از روی نصیحت کن، اما من قبول نمیکنم؛ زیرا آن کسی که به حساب بیاورم و نصیحتش کنم، تو نیستی.
گر تو سیب زنخ خویش نپوشی ز کمال
من برای دلم از روی تو باری گیرم
هوش مصنوعی: اگر تو زیبايي خود را از من پنهان کنی، من از روی دل و زیباییات برای خودم خوشنودیای به دست میآورم.