برگردان به زبان ساده
دال زلف و الف قامت و میم دهنش
هرسه دامند و بدان صید جهانی چو منش
معشوق من زلفش همچون حرف دال خمیده و قامتش مانند حرف الف راست و دهانش مانند چشمه حرف میم تنگ است و این هر سه مانند دام (د+ا+م) همچون من انسانهای بسیاری را در جهان اسیر خود کرده اند.
نتوانست نبا را ز میانش پوشید
آن قبا بود و بریده به ند پیرهنش
هوش مصنوعی: او نتوانست صدای نوا را از دلش پنهان کند؛ چون آن لباس خاصی بود که بر تنش داشت و به نوعی نشانه شخصیت او بود.
با همه دامن پاکیزه چو گل جز به خیال
پیرهن نیز نیارست به سودن بدنش
هوش مصنوعی: با اینکه دامنش به اندازه گل پاک و تمیز است، اما تنها در خیال و آرزو زخم تنش نشان داده نمیشود.
زآن لب پر ز شکر لطف همی بارد و حُسن
که بپرورده خطِ او به نبات حَسَنش
هوش مصنوعی: از آن لبهای شیرین که محبت میریزد و زیبایی که اثر قلم او به زیباییاش افزوده است.
گوئیا غنچه به آن لب ز لطافت دم زد
که دهان خرد کند باد صبا از زدنش
گویا غنچه خود را در لطافت با لب معشوق من مقایسه کرده است و بادا که باد صبا دهانش را بخاطر این مقایسه نابجا خرد کند (کنایه از پرپر شدن غنچه بر اثر باد)
با تو هر سرو که از ناز به دعوی افتد
باغبانان سوی آتش بکشند از چمنش
هوش مصنوعی: هر درخت سرسبزی که به خاطر ناز و شکوه تو به چالش بیفتد، باغبانان را وادار میکند که آن را به سوی آتش ببرند و از باغ خارج کنند.
عالمی روی نهادند به گفتار کمال
که خیالات لطیف است در آب سخنش
هوش مصنوعی: عالمی هست که با کلمات زیبا و کامل صحبت میکند و گویی که افکار نیک و دلنشین او در آب سخنانش موج میزند.