برگردان به زبان ساده
دارد به سجده شبها به روی بر زمینی
بنگر که نور طاعت می تابد از جبینش
هوش مصنوعی: شبها به سجده افتاده و بر زمین مینگرد، جایی که نور عبادت از پیشانیاش میدرخشد.
در حسن دارد آنی از لطف هم دهانی
چندانکه باز جونی آن هست و نیست اینش
هوش مصنوعی: در زیبایی، او لحظهای از لطف و مهربانی دارد که به آن اندازه که حیاتش ادامه دارد، وجود و عدم را در بر میگیرد.
آن لب به آستین ها چون پاک کردی
نقل و شکر شد آنجا ریزان ز آستینش
هوش مصنوعی: وقتی که آن لب را پاک کردی، نقل و شکر از آستینش به زمین ریخت.
از می دانی چراست همدم خال و خطش به لبها
و برخاستند او را بردند عقل و دینش
هوش مصنوعی: چرا خال و خط لب او را همراهی میکند؟ چون عقل و دینش را از او گرفتهاند و او به این حالت درآمده است.
میکرد جان عاشق بر دلبران گرانی
بگذاشتند او را بردند عقل و دینش
هوش مصنوعی: عاشق، بار سنگینی از محبت بر دل محبوبان خود میگذارد و اگر او را از عقل و دینش تهی کنند، دچار دردسر خواهد شد.
بی تو کجا بت چین یک جا قرار گیرد
گر دست و پا ببندند صورتگران چینش
هوش مصنوعی: بدون تو، هیچ جا برای مجسمهسازان چین آرامش نمییابد، حتی اگر دست و پای آنها را ببندند.
خون کمال گفتی ریزم به خاک این در
جا در بهشت سازد گر می کشی چنینش
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کمال و حقیقت، خون من بر زمین بریزد، این درخت در همان جا در بهشت رشد خواهد کرد، اگر تو او را به این صورت بکشید.