برگردان به زبان ساده
ما را بچه جرم از نظر انداخته باز
ما سوخته و تو بخان ساخته باز
هوش مصنوعی: ما را به خاطر کارهای ناپسند، نادیده گرفتهاند، ولی دوباره ما در آتش عشق سوختیم و تو همچنان به زندگی و خوشی ادامه میدهی.
صد شب بمن آورده بروز وز تکبر
روز دگرم دیدم و نشناخته باز
هوش مصنوعی: یک شب، من را به مهمانی آوردند، اما در روز دیگر با تکبر از من فاصله گرفت و حتی مرا نشناخت.
گر داعیة سوختن جان منت نیست
چون شمع وجودم ز چه بگداخته باز
هوش مصنوعی: اگر در دل تمایلی به سوختن و فدای جانم برای تو نیست، پس چرا مثل شمع وجودم سوزانده شدهام؟
با ابروی تو دیده نهانی نظری باخت
دل گفت نظر کن که چه کج باخته باز
هوش مصنوعی: با ابروهای تو، چشمان پنهانم را به تماشا گذاشتم و دل به تو باختم. دل میگوید که نگاهی بینداز و ببین چگونه به طرز عجیبی باختم.
ای آمده در حلقه عشاق سواره
بر لشکر مغلوب چرا تاخته باز
هوش مصنوعی: ای کسی که با شجاعت و زیبایی در میان عاشقان حاضر شدهای، چرا دوباره به قلبهای مغلوب حمله میکنی؟
از دوده درونها شه من نیک بیندیش
کز آتش دلها علم افراخته باز
هوش مصنوعی: از درون دودهها و غبارها، شاه خوب من را خوب بشناس. زیرا از آتش دلها، پرچم و علم برافراشته شده است.
گر صید تو شد زود کمال این عجبی نیست
بر مرغ برانداخته انداخته باز
هوش مصنوعی: اگر شکار تو به سرعت به دام افتاد، این چیز عجیبی نیست؛ زیرا پرندهای که به هوا رفته، به زودی میتواند طعمه شود.