برگردان به زبان ساده
گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
نرگس مست تو منظور نظرهاست هنوز
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو هنوز در زمان تماشا درخشان است و نرگس خوشحال تو همچنان در کانون توجه دیگران قرار دارد.
نقشبند رخت از غایت حیرانی خویش
به تمامی مه روی تو نیار است هنوز
هوش مصنوعی: نقش بدن تو به خاطر شگفتی و حیرتی که دارم، هنوز به صورت کامل از وجود تو جدا نشده است.
نیست ما را به بهای سر مویت جانی
ورنه آن زلف سیه بر سر سود است هنوز
هوش مصنوعی: ما برای جان خود بهایی نداریم که بخواهیم به خاطر موی تو بپردازیم، وگرنه آن زلف سیاه هنوز ارزشش را دارد.
گر به شمشیر جفا خون دل ما ریزی
به وفای تو که جرم از طرف ماست هنوز
هوش مصنوعی: اگر با شمشیر ظلم و ستم، خون دل ما را بریزی، این به خاطر وفای توست، چرا که گناه از جانب ماست و هنوز باقی است.
سر سرو با قا تو دعوی تطافت می کرد
سالها گرچه بر آمد نشد آن راست هنوز
هوش مصنوعی: سرو به خاطر زیبایی و جذابیتش همیشه مورد توجه قرار داشت و سالها از آن صحبت میشد، اما هنوز هم حقیقتش برملا نشده است.
همچو اشکم ز نظر گرچه نکندی صد بار
بر سر و چشم جهان بین منت جاست هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه بارها در نظر تو انگار نخواهم بود، ولی همچنان برای من ارزش و اهمیت دارم.
هست نظارگی روی تو امروز کمال
بی بصر منتظر وعده فرد است هنوز
هوش مصنوعی: امروز زیبایی چهرهات را تماشا میکنم، در حالی که هنوز منتظر وعدههای فردا هستم و به خاطر آن نمیتوانم به خوبی ببینم.