برگردان به زبان ساده
عاشق کند مشاهده حق بروی یار
باری چنان طلب کن و عشقی چنین بیار
هوش مصنوعی: عاشق باید با دیدن حقیقت، به دیدار محبوب بشتابد. پس بهاندازهای جستجو کن و عشقی را برگزین که اینگونه باشد.
بیچاره غافلان که ندارند درد عشق
مشغول گشته اند به تضییع روز گار
هوش مصنوعی: افسوس بر بیخبران که از عشق بیدرد هستند و در بیفایده گذران زندگی خود غرق شدهاند.
گر نیست در درون تو سوزی بسان شمع
باری برون ربا بود این اشک را میار
هوش مصنوعی: اگر در دل تو شعلهای مانند شمع وجود ندارد، پس این اشکها را نیاور، چرا که تنها بیهوده است.
تو جان خود بخود نتوانی نگاهداشت
دلدار خود بجوی و روانی بدو سپار
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی بهتنهایی جانت را حفظ کنی، پس به دنبال معشوق خود بگرد و روانت را به او بسپار.
چون صبح در هوای تو جان میدهم بصدق
با همدم چنین بصفت همدمی بیار
هوش مصنوعی: وقتی که صبح در فکر تو هستم، به صمیمیت با همراهم زندگی میکنم. بیایید به خوبی و به عنوان دوست در کنار هم باشیم.
گویند کشتگان محبت نمرده اند
من میرم از برای تو روزی هزار بار
هوش مصنوعی: میگویند افرادی که در عشق جان باختهاند، همچنان زندهاند. من هم هر روز برای تو هزار بار جان میسپارم.
بویی چو برده ای ز گلستان معرفت
زنهار ای کمال قناعت مکن به خار
هوش مصنوعی: اگر بویی از گلستان دانش و آگاهی به دست آوردی، مواظب باش، ای کمال قناعت، که به چیزهای بیارزش قناعت نکنی و از خارهای بیفایده ناامید نشوی.