برگردان به زبان ساده
بر فروز امشب به طلعت مجلس ای ماه منیر
گو بکش خودرا چراغ از رشک وشمع از غم بمیر
هوش مصنوعی: امشب ای ماه روشنیبخش مجلس، درخشیدهای و میخواهم بگویی که چراغی از حسادت بکش و شمعی از غم خاموش کن.
شد نهی آن آستان از خاک و چشم ما هنوز
پر نمی گردد که بادا خاک در چشم فقیر
هوش مصنوعی: چشم ما هنوز پر از خاک میشود، هرچند آن آستان از خاک جدا شده است. این نشان میدهد که فقیران همیشه با مشکلات و رنجها روبهرو هستند.
میکشم جان محقر پیش موران درت
عمر فرما زآنکه باشد تحفة موران حقیر
هوش مصنوعی: من با جان ناچیزم در برابر موران درگاه تو به سر میبرم و از تو میخواهم که عمرم را به من ببخشای، زیرا که زندگی من نیز هدیهای کوچک برای موران است.
گر نظیر حال من جونی ببین در زلف و خال
من نظیر خود نمودم کو ترا باری نظیر
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند حال من را در زلف و زیباییام ببیند، نشان خود را هم به او میزنم و میگویم که آیا تو هم مشابه من هستی یا نه.
نیست خالی آن خیال زلف چون دال از درون
نیست بیرون آن دهان تنگ چون میم از ضمیر
هوش مصنوعی: این خیال زلف مانند حرف "دال" نیست که خالی باشد، زیرا از درون پر است. آن دهان تنگ مثل حرف "میم" نیست که از دل خارج نشود.
نیر ما حیف است گفتی بر تو خواهیمش گرفت
زآن کمان گرفت حینی بر من مسکین مگیر
هوش مصنوعی: خیلی ناراحتم که تو را به بند میکشیم، چون با تیر کمان تو مرا هدف قرار دادهای. پس لطفاً این چنین به من نزدیک نشو.
هر که بر نیر قدش چشمی نمیدوزد کمال
راست گویم راست چشمش دوختن باید به تیر
هوش مصنوعی: هر کسی که به قد و قامتش نگاه نمیکند، باید بهطور جدی هدف قرار بگیرد.