برگردان به زبان ساده
مرا بی تو از دیده خون می رود
ز دل نیز صبر و سکون می رود
هوش مصنوعی: بدون تو، اشکهایم از چشمانم جاری میشود و دلام از ناراحتی و آرامش خالی میشود.
دل من در آن کو زبیم بلا
نمیرفت وقتی کنون می رود
هوش مصنوعی: دل من در جایی آرامش داشت و از درد و رنج دور بود، ولی حالا که آنجا را ترک کردهام، دلم نگران و پریشان است.
چه آهوست چشمت که در پیش او
اگر شیر آبه زبون میرود
هوش مصنوعی: چشمانت چنان زیبا و دلربا هستند که حتی اگر شیر نیز در برابر آنها باشد، از ترس و زیبایی آنها زبانش بند میآید.
نه از زیر کی دل در آن زلف رفت
که در سلسله از جنون میرود
هوش مصنوعی: دل من چنان مجذوب و دیوانه شده است که از زیر زلف تو نمیتواند رهایی یابد و این وضعیت به خاطر عشق و جنون است که مرا به این حالت کشانده.
برخسار تو چشم کردیم سرخ
از آن اشک ما لاله گون می رود
هوش مصنوعی: بر چهرهی تو چشم دوختیم و اشکهای ما مانند لالهها سرخ شده است.
دو چشم تو وز هر طرف خالها
به چندین مگس خواب چون می رود
هوش مصنوعی: دو چشمان تو مانند مگسهایی هستند که از هر سو به سمت خالها میروند و خوابشان میبرد.
چو شد تشنه زلفت به خون کمال
به چاه ذقن سرنگون می رود
هوش مصنوعی: زمانی که دل به شدت به زیبایی و جذابیت تو نیازمند شود، به گونهای افتاده و بیتاب به سمت چاه عشق میروید.