برگردان به زبان ساده
شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشد
خواهم از بخت که روزم همگی شب باشد
هوش مصنوعی: در شبهایی که تنها هستم، آن شمع با لبهای شیرین برایم مهم است و آرزو میکنم که بخت من بگذارد تا روزهایم هم مانند شبهایم باشد.
گه گه از حسرت آن لب که بوسم لب جام
جامم از خون دل و دیده لبالب باشد
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر حسرت آن لب، که آرزو دارم ببوسمش، لب جامم پر از خون دل و اشک است.
گر شفا خواهد از آن لب دل بیمار مرنج
هرزه گوید همه آن خسته که در تب باشد
هوش مصنوعی: اگر بیمار دل بخواهد از آن لب شفایی بگیرد، نباید به سخنان بیهوده توجه کند، زیرا همه آنهایی که در تب و درد هستند، حرفهایی گفته و احساسی دارند که به خاطر عواطفشان است.
بر رخ از دود دل ماست مرکب خط بار
گر نداند دگری جهل مرکب باشد
هوش مصنوعی: چهره ما از درد و رنج دل آکنده است، اگر کسی نتواند این را در یابد، در واقع در جهل عمیقتری به سر میبرد.
سر زلف تو به یاد آرم و بارم در اشک
در شب تیره که آمد شد کوکب باشد
هوش مصنوعی: من به یاد موهای زیبایت در شب تار، اشک میریزم و امیدوارم که ستارهای در دل این تاریکی بدرخشد.
از رقیبان چو عقرب ز درت خواهم رفت
گرچه خوش نیست سفر به که به عقرب باشد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از رقبای خود دور شوم، مانند عقرب از در خانهات بیرون میروم، هرچند که این سفر خوشایند نیست، چون وجود رقبای خطرناک مانند عقرب است.
چه عجب گر نظر لطف تو باشد به کمال
روح را نیز نگاهی سری قالب باشد
هوش مصنوعی: چه عجیب است اگر نگاه مهربان تو به کمال باشد و روح هم نگاهی به آن زیبایی داشته باشد.